بی خوابی شماره دوازده - تاریخ: 1401/4/15 ساعت: 14:40
دوباره چشمانم بسته نمی شود ساعت ها به سقف زل می رنم تا شاید خوابم بگیرد اما  خبری نیست شروع  می کنم به شمردن صدای تیک تاک ساعت ،از شمردن خسته می شوم در تاریکی محض انگار چیزی چشمم را می زند پلک هایم را روی هم فشار می دهم خبری از پیدا شدن خواب لعنتی نیست. قرص های خواب آور را کف دستم می ریزم صورتی های ...
بی خوابی آخر - تاریخ: 1401/4/15 ساعت: 14:40
یاد اولین باری  میافتم که شروع کردم به نوشتن بی خوابی .  می خواستم خودم باشم و نباشم پس بهترین کار ردیف کردن تمام کلماتی بود که مال خودم باشند و امضایم را از آخرش بر دارم سرچ کردن اسم در گوگل همه چیز را لو میداد. الگویم را از شخثیت اصلی رمان های کانن دابل گرفتم او هم خودش را گم کرد دو سال و بعد سالم...
بی خوابی از نو - تاریخ: 1401/4/15 ساعت: 14:40
باید از اول شروع کرد . باید از از اول نوشت .کسی نمی داند چرا ؟ به جز خود من. قرار است پر از ابهام باشد . ابهمامش برای فرار است فرار از چیزها و کسانی که می خ.اهند به زور بفهمند و متوجه باشند . کسانی که نردیک می ایستند بدون آن که سعی کنند بفهمند . بیحوابی از نو نوشته میشود . نوشتن مرهم زخم هایی میشود ...
بی خوابی - تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 5:26
بی خوابیhttp://bkhabi.blogfa.com fablogfa.comSat, 28 Oct 2017 02:33:41 +0330بی خوابی از نو http://bkhabi.blogfa.com/post/11 باید از اول شروع کرد . باید از از اول نوشت .کسی نمی داند چرا ؟ به جز خود من. قرار است پر از ابهام باشد . ابهمامش برای فرار