باید از از اول نوشت .کسی نمی داند چرا ؟ به جز خود من. قرار است پر از ابهام باشد . ابهمامش برای فرار است فرار از چیزها و کسانی که می خ.اهند به زور بفهمند و متوجه باشند . کسانی که نردیک می ایستند بدون آن که سعی کنند بفهمند .
بیحوابی از نو نوشته میشود . نوشتن مرهم زخم هایی میشود که کسی نمی داند چطور ایجاد شده . نوشتن ابزار روایت داشتان هایی می شوند که کسی نمیداند چرا نوشته شده است نوشتن افیون است مخدر است برای من باید جای من باشی تا بفمی چرا این را می گویم .
قرار است دوباره از نو با این وبلاگ آرام بگیرم تجربه ای که از سال ها پیش آغاز شد . از شب های سرد زمستان آن زمان ها حالم از قاعده خارج شده بود هزینه گرافی پرداخت شد که بی 1 کمترینش بود . اما بی خوابی های من بی خوابی دیگر خلق کرد و من بدون واهمه از آشکار شپن هویتم و بدون ترس نوشتم هویتم آشکار نشد . حالا قبل از آن که هزینه ها را بپردازم شروع میکنم این بار نوشتن قرار است پیشگیری باشد نه درمان . نمی فهمی و نمیدانی چه میگویم . چون جای من نیستی . نمیدانی چرا در این سطر ها کلمات به طرز احمقانه ای پیچیده به نظر می رسند کار از بی خواب بودن صاحب قلم گذشته کار به مرز دیوانگی کشیده شده و مرز دیوانگی بیش تر از قبل شاید نزدیک است برای ترس از کم شدن این فاصله است که دست به دامن این کلما شده ام .
باید از اول شروع کرد
باید از اول نوشت . کسی نمی داند چرا !
برچسب:
نویسنده: سام شریفی